جنبش تنباکو یا علوم انسانی غربی!
روزی در این مملکت امتیازی به خارجی ها داده شد. قرارداد استعماری امتیاز تنباکو! این امتیاز به عنوان تسلط کفاران بر سازوکار مالی کشور و نوعی حرکت استعماری بود. مخالفت ها از همان ابتدا شروع شد. آخرین ضربه را نیز شخص آیت الله میرزای شیرازی تنها با اعلام حکمی کوتاه وارد کرد: ((بسمالله الرحمن الرحیم الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیهالسلام است)). [1]
"بلافاصله" پس از صدور فتوا، مردم از همهی اصناف، مبارزه سیاسی علیه قرارداد استعماری امتیاز تنباکو را یک وظیفه شرعی و تکلیفی الهی دانستند و قلیانها را شکسته و توتون و تنباکو را به آتش کشیدند. در این بین حتی اندرونیان حرمسرای شاهنشاهی نیز از استعمال دخانیات پرهیز کردند. به نحوی که «انیسالدوله»، سوگلی ناصرالدینشاه دستور جمعآوری قلیانها را صادر نمود. بدین ترتیب شاه که حتی در اندرونی خویش نیز شاهد شکسته شدن قلیانها و تحریم توتون و تنباکو بود، برای آنکه مبادا کسی از دستورش سرپیچی نماید و به احترامش لطمهای وارد آید، به هیچ یک از نوکران خود دستور آوردن قلیان را نمیداد.
مردم آن روزگار گوش به فرمان مراجع جامعه خود بودند و با اینکه آیت الله میرزای شیرازی خارج از ایران زندگی می کرد، اما همه گوش به فرمان او بودند. فاصله را کم کرده و به تیر ماه نود و سه باز می گردیم.